على زمانى قمشه اى
260
هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي )
ناحيهء عرضها ، عرض دمشق ( 5 / 33 ) درجه ، وعرض مدينه تقريبا بيست وپنج درجه ( 25 ) درجه است ، پس شهر شام شمالىتر از مدينه است ، ومىدانيم گردش ظاهري فلك بروج ، در مدينه تقريبا دولابى است واز سمت الرأس گذشته وبر أفق مدينه عمود است ، از اين رو هلال ماه بهتر نمايان است تا در شام كه گردش ظاهري فلك حمايلى ، نزديك به أفق ودايرهء أفق را به زاويه حادّه ( نه قائمه وعمود ) قطع مىكند ، به ويژه كه اگر با ساير موانع فيزيكى نيز همراه باشد ، بنابراين ، اعتبار علمي عكس قضية را اثبات مىكند ؛ يعنى ، اگر ابن عباس مىگفت : ما شب جمعه هلال را رؤيت كرديم وكريب مىگفت : ما شب شنبه آن را ديديم به واقع نزديكتر بود ؛ زيرا ( 5 / 8 ) درجه تفاوت عرض ، مىتواند نقش اساسى ايفا كند . تنها چيزى كه مىتواند خبر كريب را به مقدار كمي تقويت كند اختلاف طول شام ومدينه است ؛ زيرا طول شام ( 18 / 36 ) سى وشش درجه و 18 دقيقه ، وطول مدينه سى ونه درجه وپنجاه ونه دقيقه ( 59 / 39 ) است ؛ يعنى ، شام حدود 4 درجه غربىتر است ؛ ليكن اگر اين واقعه در زمستان رخ داده باشد باز روز مدينه بلندتر است وبه سود كريب چيزى اثبات نمىكند . اين بود ادلّه ومباني أصولي گروه اوّل كه بر پايهء « موضوعيّت رؤيت هلال » استوار گشته است . بر اين پايه كتابي به نام رؤيت هلال ماه طي سالهاى 1415 - 1418 قمري انتشار يافته كه بيش از پانصد صفحهء آن به اسناد ومدارك و . . . اختصاص يافته وتحت عنوان اشارهء فقهى چنين مىخوانيم : در فقه اسلامى ، قريب به اتفاق مذاهب ، رؤيت هلال ماه نورا